تبليغاتX
از بیگانگی تا یگانگی

در انتظار طلوع خورشيد بود

در بالاترين نقطه زمين

سوگوار اين روزهاي تلخ

بيقرار در انديشه روشني ، بر بالاترين نقطه زمين نشسته بود

دست دراز كرد تا خورشيد را در آغوش گيرد

افسوس ؛

كه فاصله بيشتر از آن بود كه او مي پنداشت

بودن فاصله ، هميشه معناي اول نبودن هاست.

+ نوشته شده توسط حسین ایجادی در شنبه چهاردهم مهر 1386 و ساعت 13:5 |

در تمام زمانها گله از آن داشت كه پدر هيچگاه به نام نخوانده اش

هيچ گاه به نام .

اين نامهاست كه در ياد مي ماند و ديگر هيچ !

اما يك شب

پدر به اندازه تمام سالها ، نامش را از دل صدا زد

اما پاسخي نشنيد

مادر ديگر مرده بود

و مرده ها را قوت حرفي بر زبانشان نيست

+ نوشته شده توسط حسین ایجادی در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 13:11 |


Powered By
BLOGFA.COM